کد خبر: 227448

ظریف: ایران به وضوح در حال پیروزی است، اما وقت صلح رسیده / پیشنهاد توافق جامع به آمریکا

محمدجواد ظریف، وزیر سابق خارجه ایران، در تحلیلی راهبردی در مجله خارجی و معتبر "فارن افیرز" با تأکید بر پیروزی قاطع ایران در برابر آمریکا و اسرائیل نوشت: «ایران آغازگر جنگ نبود، اما اکنون پس از یک ماه، به‌وضوح در حال پیروزی است. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها که این درگیری را با توهم وادار کردن ایران به تسلیم آغاز کردند، اکنون خود را در یک باتلاق بدون راهبرد خروج می‌یابند.»

ظریف: ایران به وضوح در حال پیروزی است، اما وقت صلح رسیده / پیشنهاد توافق جامع به آمریکا

ایران آغازگر جنگ با اسرائیل و ایالات متحده نبود. اما اکنون، بیش از یک ماه از این درگیری گذشته و جمهوری اسلامی به‌وضوح در حال پیروزی است. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی هفته‌هاست که بی‌وقفه خاک ایران را بمباران کرده‌اند، هزاران نفر را کشته و صدها ساختمان را تخریب کرده‌اند، همگی با این امید که حکومت کشور را سرنگون کنند. با این حال، ایران ایستادگی کرده و با موفقیت از منافع خود دفاع کرده است. این کشور حتی در حالی که مقامات عالی‌رتبه‌اش ترور شده‌اند، تداوم رهبری را حفظ کرده و در حالی که تأسیسات نظامی، غیرنظامی و صنعتی آن هدف حمله قرار گرفته‌اند، بارها به متجاوزان پاسخ داده است. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌هایی که این درگیری را با توهم وادار کردن ایران به تسلیم آغاز کردند، اکنون خود را در یک باتلاق بدون راهبرد خروج می‌یابند. در مقابل، ایرانیان یک دستاورد تاریخی از مقاومت را رقم زده‌اند.

برای برخی از ایرانیان، این موفقیت دلیلی است برای ادامهٔ جنگ تا زمانی که متجاوزان به‌طور کامل مجازات شوند و نه توافق با یک پایان بر اساس مذاکره. از 9 اسفند، هر شب جمعیت‌های بزرگی از ایرانیان پرافتخار در سراسر کشور گرد هم می‌آیند تا با فریاد «نه تسلیم، نه سازش، نبرد با آمریکا» پایمردی خود در مقابله با متجاوزین را به نمایش بگذارند. به هر حال، ایالات متحده نشان داده که در مذاکرات قابل اعتماد نیست و به حاکمیت ایران احترام نمی‌گذارد. بر اساس این منطق، هیچ دلیلی برای تعامل با این کشور در حال حاضر و ارائهٔ یک «راه خروج» به آن وجود ندارد. در عوض، تهران باید برتری خود را تثبیت کند، به حمله به پایگاه‌های آمریکا ادامه دهد و جریان تجارت در تنگهٔ هرمز را مسدود کند تا واشنگتن حضور و رویکرد منطقه‌ای خود را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

با این حال، هرچند ادامهٔ جنگ با ایالات متحده و اسرائیل ممکن است از نظر روانی رضایت‌بخش باشد، اما تنها به نابودی بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساخت‌ها منجر خواهد شد. اسرائیل و آمریکا که پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود به‌شدت مستأصل شده‌اند، به‌طور فزاینده‌ای به هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی و حملات کور به غیرنظامیان بی‌گناه روی آورده‌اند. این خشونت همچنین به‌تدریج کشورهای بیشتری را درگیر می‌کند و خطر تبدیل یک آتش‌افروزی منطقه‌ای به یک بحران جهانی را افزایش می‌دهد. و متأسفانه، سازمان‌های بین‌المللی تحت فشار قلدرمآبانه ایالات متحده در برابر جنایات متعدد واشنگتن، از جمله قتل‌عام نزدیک به ۱۷۰ کودک مدرسه‌ای در نخستین روز جنگ، سکوت اختیار کرده‌اند.

بنابراین، تهران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم این درگیری را پایان دهد و هم از وقوع درگیری بعدی جلوگیری کند. ایران می‌تواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریم‌ها، محدودیت‌هایی بر برنامهٔ هسته‌ای خود اعمال کند و تنگهٔ هرمز را بازگشایی نماید—توافقی که واشنگتن پیش‌تر نمی‌پذیرفت اما اکنون ممکن است آن را بپذیرد. ایران همچنین باید آمادگی خود برای یک پیمان عدم تجاوز متقابل را اعلام کنند که در آن هر دو کشور تعهد دهند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. این کشور می‌تواند تعامل اقتصادی با ایالات متحده را پیشنهاد دهد که به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود. تمامی این نتایج به مقامات ایرانی این امکان را می‌دهد که کمتر بر حفاظت از کشور در برابر تهدیدات خارجی تمرکز کنند و بیشتر بر بهبود زندگی مردم خود در داخل کشور متمرکز شوند. به عبارت دیگر، تهران می‌تواند آینده‌ای نو و درخشان را که ایرانیان شایستهٔ آن هستند، تضمین کند.

رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، با وجود موقعیت تضعیف‌شده‌اش—یا شاید دقیقاً به همین دلیل—همچنان اظهاراتی متناقض و گیج‌کننده دربارهٔ مذاکرات مطرح می‌کند. روز چهارشنبه، ترامپ سخنرانی‌ای ایراد کرد که در آن هم‌زمان با توهین به همهٔ ایرانیان با وعدهٔ بمباران ایران «به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند»، بار دیگر—چنان‌که بارها انجام داده—ادعا کرد که کارزار نظامی واشنگتن تنها چند هفته تا تکمیل فاصله دارد. اما کاخ سفید به‌وضوح نگران افزایش هزینه‌های انرژی است (هزینه‌هایی که خودِ بمباران آمریکا ایجاد کرده است)، و این طرح می‌تواند یک راه خروج به‌موقع برای ترامپ فراهم کند. در واقع، این طرح می‌تواند اشتباه محاسباتی عظیم او را به فرصتی برای ادعای یک پیروزی پایدار برای صلح تبدیل کند.

پیروزی را بپذیرید 

 کشور دقیقاً به این دلیل که اختلافات بنیادین خود را حل نخواهند کرد، همچنان عمیقاً نسبت به یکدیگر بدگمان و تردیدآمیز باقی خواهند ماند. بنابراین، برای ازسرگیری درگیری، چیز زیادی لازم نخواهد بود: یک اشتباه محاسباتی دیگر یا یک فرصت‌طلبی سیاسیِ نابجا کافی خواهد بود تا درگیری‌ها از سر گرفته شوند. از این رو، مقامات باید به‌دنبال گزینهٔ دوم باشند: یک توافق جامع صلح. به بیان دیگر، آن‌ها باید از این فاجعه به‌عنوان فرصتی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت استفاده کنند.

درگیری کنونی، هرچند بسیار هولناک است، اما می‌تواند دستیابی به چنین توافقی را آسان‌تر کند؛ چرا که برخی واقعیت‌ها دربارهٔ غرب آسیا را آشکار کرده که تهران و واشنگتن دیگر نمی‌توانند نادیده بگیرند. نخست آنکه، این درگیری نشان داده است که ایالات متحده —حتی در همکاری با اسرائیل و با حمایت مالی و لجستیکی شرکای خلیج فارس—قادر به نابودی برنامه‌های هسته‌ای یا موشکی ایران نیست. این برنامه‌ها آن‌چنان ریشه‌دار و پراکنده‌اند که با بمباران از میان نخواهند رفت. در واقع، در حوزهٔ هسته‌ای، حملات آمریکا و اسرائیل تنها بحث‌ها را دربارهٔ این موضوع داغ‌تر کرده‌اند که آیا ایران باید از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شود و دکترین عدم اشاعهٔ خود را تغییر دهد. این حملات همچنین به‌روشنی نشان داده‌اند که خبر فروپاشی «محور مقاومت»—شبکهٔ شرکای منطقه‌ای ایران—به‌شدت اغراق‌آمیز بوده است. به واقع این تجاوز، مقاومت در برابر سیاست خارجی ایالات متحده را در سراسر جنوب جهانی، در بخش‌هایی از اروپا، و حتی در بخش‌هایی از ایالات متحده دوباره احیا کرده است، جایی که برخی از حامیان «ماگایی» ترامپ سیاست‌های «اسرائیل‌محور» او را رد کرده‌اند.

برای منطقه، این جنگ ثابت می‌کند که تلاش برای برون‌سپاری یا خرید امنیت از ایالات متحده یک راهبرد بازنده است. برای سال‌ها، کشورهای عربی بر این باور بودند که می‌توانند با پرداخت پول به ایالات متحده برای ایجاد پایگاه‌های نظامی در خاک خود، امنیتشان را تضمین کنند. در همین حال، بیشتر آن‌ها پیشنهادهای ایران برای ترتیبات امنیتی منطقه‌ای را رد یا نادیده گرفتند—از پیشنهاد سال 1364 که در قطعنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت ملل متحد منعکس شد و خواستار ایجاد سازوکار امنیتی میان کشورهای ساحلی خلیج فارس بود، تا پیشنهاد پیمان عدم تجاوز در سال 1394 و ابتکار صلح هرمز در سال 1398. کشورهای عربی چنین می‌پنداشتند که این پیشنهادها غیرضروری هستند، زیرا زمانی که شرایط جدی شود، مقامات آمریکایی به آن‌ها در مدیریت روابطشان با ایران کمک خواهند کرد و از آن‌ها در برابر هرگونه درگیری منطقه‌ای محافظت خواهند نمود. اما در عوض، ایالات متحده تصمیم گرفت با وجود اعتراضات لفظی—و برای برخی حتی واقعی—آن‌ها، جمهوری اسلامی را بمباران کند و از پایگاه‌های خود در خاک این کشورها برای اجرای کارزار خود استفاده نماید (چیزی که هر فردی که از عقل سلیم برخوردار باشد باید انتظار می‌داشت). در نتیجه، کشورهای عربی خود به صحنه‌های جنگ تبدیل شده‌اند، که دقیقاً همان چیزی است که آن‌ها می‌خواستند از آن اجتناب کنند.

تمامی این پیامدها ادعاهای دیرینهٔ تهران را هم دربارهٔ جایگاه خود و هم دربارهٔ نظم منطقه‌ای تأیید می‌کند. اما همزمان با افزایش اعتمادبه‌نفس، ایران نیز درس خاص خود را دارد که باید آن را درونی کند. این کشور باید بپذیرد که فناوری هسته‌ای آن نتوانسته از تجاوز جلوگیری کند؛ بلکه تنها بهانه‌ای برای حملات اسرائیل و ایالات متحده فراهم کرده است. ایران، البته، همچنین نشان داده است که برنامهٔ غیرقانونی تسلیحات هسته‌ای اسرائیل نیز قادر نیست از اسرائیلی‌ها در برابر یک بارش روزانه از موشک‌های نفوذکننده و پهپادهای ارزان‌قیمت محافظت کند. این ناکامی دلیل بیشتری است برای تردید نسبت به اینکه یک برنامهٔ هسته‌ای – صرف‌نظر از میزان پیشرفت آن – امنیت ایران را تضمین خواهد کرد. در واقع، مقامات غیرنظامی و نظامی ایران همگی تأکید کرده‌اند که مؤثرترین مؤلفه در دفاع موفق کشور، مردم مقاوم آن بوده‌اند.

آماده‌سازی صلح

 تأمین مالی بازسازی ایران احتمالاً بسیار کمتر از هزینهٔ ادامهٔ این جنگ پرهزینه و نامحبوب خواهد بود.

در نهایت، ایران و ایالات متحده یک پیمان دائمی عدم تجاوز را اعلام و امضا خواهند کرد. با این کار، متعهد خواهند شد که از استفاده یا تهدید به استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. ایران و ایالات متحده سپس فهرست‌های مختلف مرتبط با تروریسم را که به یکدیگر نسبت داده‌اند، لغو خواهند کرد. آن‌ها می‌توانند اعزام دیپلمات به دفاتر حفاظت منافع خود، احیای خدمات کنسولی و رفع محدودیت‌های سفر برای شهروندان یکدیگر را بررسی کنند.

دستیابی به این توافق آسان نخواهد بود. ایرانیان در سراسر مذاکرات نسبت به نیت‌های واشنگتن عمیقاً بدگمان باقی خواهند ماند. همچنین ترامپ و مقام‌های آمریکایی کماکان با تردید به تهران خواهند نگریست. احتمالاً چین و روسیه، شاید همراه با برخی دولت‌های منطقه، ناگزیر خواهند بود برای کاهش این نگرانی‌های متقابل جدی تضمین‌هایی ارائه کنند.

اما این جنگ، با وجود تمام هولناکی‌اش، دری را به‌سوی یک حل‌وفصل پایدار گشوده است. ایرانیان ممکن است بسیار خشمگین باشند، اما می‌توانند با این اعتماد به نفس که در برابر یک تجاوز نظامی عظیم و غیرقانونی از سوی دو قدرتِ مجهز به سلاح هسته‌ای سرافراز ایستادند به پیش بروند. مقام‌های آمریکایی شاید همچنان از جمهوری اسلامی خوششان نیاید، اما اکنون دریافته‌اند که این حکومت رفتنی نیست ــ و این‌که ناچارند در کنار آن زندگی کنند. احساسات ممکن است همچنان تند باشد و هر طرف از پیروزی‌های خود در میدان جنگ سخن بگوید. اما تاریخ کسانی را بهتر به یاد می‌سپارد که صلح می‌سازند.

 

ارسال نظر