پزشکیان: اگر مَردید به میدان بیایید، دکان خود را ببندید و به مردم خدمت کنید
پزشکیان: ما قطعا نقص و اشتباه داشتیم و آن را انکار نمیکنیم/ به اسم اصلاحات مشکلات را گردن حاکمیت انداختن بی انصافیست.
پزشکیان در نشست با جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان گلستان گفت: اگر قصوری از سوی دولت صورت گرفته ما را محاکمه کنید، باید اصلاح کنیم اما ادعا نکنیم که در حال خوردن و بردن هستند. افرادی هستند که از دوستان بنده هستند، راحت پول درمیآورند و زندگی میکنند، نقد میکنند و حرفهای آنچنانی میزنند، اگر مردید به میدان بیایید، دکان خود را ببندید و به مردم خدمت کنید. اینکه به مردم خدمت کنیم که منتگذاشتن ندارد، ما مشکلات زیادی داریم، هنر این است که آستین بالا بزنیم و مشکلات مردم را حل کنیم.
رئیسجمهور: یکی از مدیران به من میگفت که شما پس از جنگ 12 روزه هوای مردم را نداشتید، گفتم بیانصاف تو مدیر هستی و در بخش خودت پاسخ مردم را ندادی، من تو را صدا کردم که چرا نمیتوانیم جواب مردم را بدهیم.
پزشکیان: آینده را فرزندان ما میسازند نه خارجنشینان؛ بچههای خود را باید طوری تربیت کنیم که بهترین و توانمندترین باشند. بچههای ما باید پایبندترین افراد به این آب و خاک باشند. نباید فریب چند پیام و تبلیغ آنسوی مرزها را بخورند و چشم به خارج بدوزند.
وی ادامه داد: آینده جایی است که ما میسازیم، نه جایی که دیگران برایمان طراحی میکنند. ما نباید تسلیم نقشه دیگران شویم. باید خودمان آینده را تعریف کنیم. کسی جلو من را گرفته که مردم را وادار نکنم خونه اشان را تفروشند تا من به آنها خدمت کنم. این گوی و این میدان است. همه کسانی که مدعیاند، بیایند همین کار را برای مردم انجام دهند. مردم ما به خدمت ما نیاز دارند، به خدمت کسانی که میدانند، میفهمند و توان دارند. کنار گود بایستی که کاری ندارد. من ناراحتم که ادعا میکنید ناراحتی کافی نیست. من هر کسی را که ادعا کرده، میخواهم کاری بکنم. گفتم این گوی و این میدان است، برو حلش کن. مگر میشود در یک منطقه که هزار نفر جمعیت دارد، دل انسان برای مردم بسوزد و بخواهد کاری بکند، اما مردم از او ناراضی باشند؟ چه کسی این حرف را از من قبول میکند؟
رئیس جمهور گفت: هر کسی، هر جایی که هست، میتواند خدمتگزار مردم باشد. من حق ندارم برای مردم قیافه بگیرم. من آنچه از دستم برمیآید، تلاش میکنم انجام بدهم و خدمت کنم. تنهایی نمیتوانم. با همه دشمنان، با مضیقهها و مشکلاتی که ایجاد کردند، مردم را ناراضی کردند. وقتی قدرت و مسئولیت به دست ما رسید، با کسریهای جدی مواجه بودیم: ۲۰–۲۵ هزار مگاوات کمبود برق، مشکلات آب، مسائل محیط زیست، تورم، و تا دلت بخواهد مشکلات دیگر. آنها میدانند که ما مشکل داریم و سوار میشوند. بیایید وسط. اختیارات استاندارانی که من به آنها دادهام، به استانها تفویض شده تا اجرا کنند. اختیارات دولت را به یک تیم دادهایم. اصلاً لازم نیست همه تصمیمات در دولت گرفته شود؛ گفتیم این تیم هر مسئلهای داشت، تصمیم بگیرد و اجرا کند. ما محلمحوری را راه انداختیم یعنی سازمانهای مردمنهاد، مراکز بهداشت، مدارس، مساجد، خیرین؛ هر کسی که بلد است، یک محله را بگیرد و مشکل آنجا را حل کند. از آسمان قرار نیست کسی بیاید مشکل ما را حل کند. هر کسی میتواند مسئولیت یک منطقه را بپذیرد و بگوید: «من حلش میکنم.» ما اختیار میدهیم و اگر لازم باشد، استانداری هم اختیارش را واگذار کند.