مادر یگانه حسینزایی: دخترم را در ۱۰ سالگی برای ازدواج نشان کردند؛ حالا همسرش به قتل او اعتراف کرده است!
یگانه حسینزایی، دختر نوجوانی که به گفته مادرش از کودکی برای ازدواج با پسرعمویش در نظر گرفته شده بود، در ۱۷ سالگی جان باخت. مادر یگانه میگوید بارها برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام دخترش تلاش کرد، اما موفق نشد. او حالا از آخرین دیدار با دخترش، آثار کبودی روی بدن او و انتظار برای روشن شدن علت مرگش میگوید؛ در حالی که به گفته مادر، همسر یگانه پس از این حادثه بازداشت شده و بنا بر اطلاعاتی که از پلیس دریافت کرده، به قتل اعتراف کرده است.
یگانه از سهسالگی پدرش را از دست داد
به گزارش اختصاصی رکنا، مادر یگانه حسینزایی در گفتوگو با خبرنگار این رسانه از زندگی دشوار دخترش روایت کرده است. به گفته او، یگانه تنها سه سال داشت که پدرش را در یک تصادف از دست داد و تا حدود شش یا هفتسالگی نزد مادرش زندگی کرد؛ اما پس از آن، پدربزرگ پدریاش سرپرستی او را بر عهده گرفت.
مادر یگانه میگوید برای نگه داشتن دخترش بارها به دادگاه، دادستانی و مراجع مختلف مراجعه کرد، اما نتوانست او را به خانه خود بازگرداند. به گفته او، حتی ارتباط تلفنی و دیدارهای مادر و دختری نیز محدود شده بود و گاهی تنها از طریق اطرافیان، عکس و فیلمی از یگانه دریافت میکرد.
اعتراضهای مادر برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام بینتیجه ماند
مادر یگانه میگوید زمانی که دخترش حدود ۹ سال داشت، متوجه شد خانواده پدری او را برای ازدواج با پسرعمویش در نظر گرفتهاند. او از خانواده خواسته بود دستکم تا ۱۶ یا ۱۷سالگی یگانه صبر کنند تا دخترش بزرگتر شود و بتواند درباره زندگی مشترک تصمیم بگیرد.
به گفته مادر، زمانی که یگانه حدود ۱۱ سال داشت، موضوع ازدواج جدیتر شد و او برای جلوگیری از آن به دادستانی و بهزیستی مراجعه کرد و از افراد مختلف کمک خواست؛ اما این تلاشها نتیجه نداد.
او میگوید عقد یگانه در کودکی انجام شد و بعدتر، در ۱۳سالگی و با دریافت گواهی رشد از دادگاه، عقد او بهصورت محضری ثبت شد. مراسم عروسی نیز به گفته مادر، حدود ۲۹ خرداد سال ۱۴۰۵ برگزار شد.
مادر یگانه تأکید میکند که حتی با برگزاری مراسم عروسی نیز مخالف بوده و معتقد بوده دخترش هنوز برای پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک آمادگی ندارد.
یگانه از اختلافهای زندگی مشترکش چیزی نمیگفت
به گفته مادر، پس از ازدواج، ارتباط او با یگانه بیشتر شد و دخترش گاهی دو یا سه روز در خانه او میماند. مادر میگوید در رفتوآمدهایشان متوجه مشکل مشخصی نشده بود و یگانه نیز درباره اختلافهای احتمالی با همسرش چیزی به او نمیگفت.
با این حال، پس از مرگ یگانه، برخی از بستگان و دوستانش به مادر گفتهاند که او با همسرش اختلافهایی داشته و گاهی میان آنها مشاجره رخ میداده است. مادر میگوید به گفته اطرافیان، یگانه نمیخواسته او از این مشکلات باخبر شود؛ زیرا نگران بوده مادرش ناراحت شود یا اختلافها باعث محدود شدن رفتوآمدهایش شود.
آخرین دیدار مادر و دختر؛ چند ساعت پیش از مرگ
مادر یگانه میگوید دخترش حدود دو روز پیش از حادثه به خانه او آمده بود و تا ساعاتی پیش از مرگش نزد او ماند. این بار همسر یگانه شخصاً برای بردن او آمده بود؛ اتفاقی که به گفته مادر، با روال معمول رفتوآمدهای آنها تفاوت داشت.
مادر روایت میکند که حدود ساعت ۱۲، یگانه گفت همسرش آمده و باید برگردد. مادر از او خواست برای صرف ناهار کمی صبر کند، اما یگانه گفت همسرش در خانه یکی از دوستانش مهمان است و باید زودتر بروند.
یگانه با مادرش خداحافظی کرد و رفت؛ خداحافظیای که مادر نمیدانست آخرین دیدار آنها خواهد بود.
حدود ساعت ۲، به مادر خبر دادند که حال یگانه بد شده و باید به درمانگاه برود. او میگوید وقتی به درمانگاه رسید، دخترش دیگر زنده نبود.
مادر از کبودی بدن و لباس خاکی دخترش میگوید
مادر یگانه در شرح وضعیت پیکر دخترش میگوید تمام بدن او کبود بوده، هرچند صورتش سالم به نظر میرسیده است. به گفته او، لباس سفید مایل به کرم یگانه پر از خاک و گل و خیس شده بود و آستین آن نیز پاره بود.
مادر میگوید هنوز نمیداند دقیقاً چه اتفاقی برای دخترش افتاده و او پیش از انتقال به درمانگاه کجا بوده است.
او همچنین میگوید در بررسیهای اولیه، احتمال آسیب شدید، از جمله پارگی ریه، مطرح شده بود؛ اما نتیجه قطعی پزشکی قانونی هنوز به او اعلام نشده است. بنابراین، علت دقیق مرگ یگانه و جزئیات حادثه همچنان نیازمند روشن شدن از سوی مراجع مسئول است.
بازداشت همسر یگانه و انتظار برای روشن شدن حقیقت
مادر یگانه میگوید پس از مرگ دخترش، همسر او بازداشت شد. به گفته مادر، هنگامی که برای پیگیری پرونده به پاسگاه و پلیس آگاهی مراجعه کرده، به او گفتهاند که همسر یگانه به قتل اعتراف کرده است.
با این حال، مادر تأکید دارد که هنوز از جزئیات کامل پرونده اطلاع ندارد و منتظر اعلام نتیجه پزشکی قانونی و روشن شدن ابعاد حادثه است. انگیزه قتل و چگونگی دقیق مرگ یگانه در این روایت بهطور قطعی مشخص نشده است.
اهدای اعضای بدن یگانه برای کمک به بیماران
مادر یگانه میگوید با وجود اندوه شدید ناشی از مرگ دخترش، تصمیم گرفته اعضا و بافتهای قابل اهدای بدن او را برای کمک به دیگران اهدا کند.
به گفته او، قرنیههای چشم یگانه و بخشهایی از بافت بدنش برای کمک به بیماران اهدا شده است؛ تصمیمی که مادر امیدوار است بتواند به بهبود زندگی دیگران کمک کند، هرچند جای خالی دخترش را پر نخواهد کرد.
مادر یگانه در پایان میگوید تنها خواستهاش روشن شدن حقیقت و مشخص شدن آن چیزی است که برای دخترش اتفاق افتاده است. او امیدوار است رسیدگی به پرونده، به روشن شدن ابعاد مرگ یگانه و اجرای عدالت منجر شود.