کد خبر: 231355

تسلیم در قاموس ایران نیست؛ پاسخ تهران به ادبیات واشنگتن+ ویدیو

مطهره حیدری، سردبیر خبرهای فوری مهم، در یادداشتی با اشاره به پاسخ اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره تسلیم ایران، تأکید کرد که دیپلماسی با پذیرش اراده یک‌جانبه طرف مقابل تفاوت دارد. وی با بررسی وضعیت نه جنگ و نه صلح، ادامه تهدیدهای نظامی، محاصره دریایی و تلاش‌های میانجی‌گرانه، نوشت که معیار اصلی سنجش رویکرد واشنگتن، عملکرد عملی این کشور و میزان پایبندی آن به تعهدات است.

 تسلیم در قاموس ایران نیست؛ پاسخ تهران به ادبیات واشنگتن+ ویدیو

ایران در وضعیت نه جنگ و نه صلح

ایران در شرایطی قرار دارد که نه می‌توان آن را صلح نامید و نه از پایان تقابل سخن گفت. تهدید نظامی همچنان پابرجاست، محاصره دریایی و اختلافات بر سر تنگه هرمز ادامه دارد و توافقی برای پایان دادن به بحران شکل نگرفته است.
در همین حال، کانال‌های دیپلماتیک فعال‌اند و میانجی‌ها برای جلوگیری از بازگشت درگیری تلاش می‌کنند. این شرایط، ایران را در برابر دو ضرورت هم‌زمان قرار داده است: حفظ آمادگی دفاعی و پیگیری راه‌حل سیاسی برای صیانت از امنیت و منافع ملی.
تحولات اخیر نیز نشان می‌دهد خطر ازسرگیری حملات همچنان جدی است. دونالد ترامپ از ادامه گفت‌وگوها سخن گفته، اما احتمال اقدام نظامی را منتفی ندانسته است. مقام‌های آمریکایی نیز از ادامه تماس‌ها خبر داده‌اند، بدون آنکه زمان‌بندی مشخصی برای نتیجه مذاکرات اعلام کنند.

ادبیات تسلیم؛ مذاکره یا تحمیل اراده؟

در چنین فضایی، ادبیات واشنگتن درباره ایران اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. دونالد ترامپ از تسلیم بی‌قیدوشرط ایران سخن گفته و حتی خواستار بالا بردن پرچم سفید شده است. هم‌زمان، مقام‌های اقتصادی دولت آمریکا از تشدید فشارها و تحریم‌ها دفاع کرده‌اند.
این مجموعه مواضع، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: چگونه می‌توان از مذاکره سخن گفت، اما نتیجه مطلوب را از پیش، پذیرش اراده یک‌طرفه آمریکا تعریف کرد؟

مطهره حیدری در همین زمینه به پرسش خود از سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری اشاره کرده است. اسماعیل بقایی در پاسخ گفت:

«تسلیم؟ این واژه اصلاً در قاموس ما نیست.»
وی در ادامه تأکید کرد که ایرانی‌ها تنها در برابر خداوند تسلیم و خاضع هستند.

تسلیم با مذاکره برابر تفاوت دارد

پاسخ بقایی را می‌توان فراتر از واکنش به یک واژه و در چارچوب اختلاف بر سر ماهیت مذاکره ارزیابی کرد.
مذاکره در روابط بین‌الملل سازوکاری برای حل اختلاف بر پایه گفت‌وگو، تعهدات متقابل و به رسمیت شناختن حقوق طرفین است. توافق زمانی معنا پیدا می‌کند که هر دو طرف بتوانند منافع و نگرانی‌های مشروع خود را دنبال کنند.
اگر یک طرف از ابتدا انتظار داشته باشد طرف دیگر اراده سیاسی و حقوق خود را کنار بگذارد، دیگر نمی‌توان از توافقی برابر سخن گفت. تسلیم، هدف مذاکره نیست، بلکه نفی مبنایی است که مذاکره بر آن استوار می‌شود.

تجربه گذشته و بی‌اعتمادی تهران به واشنگتن

بی‌اعتمادی ایران به آمریکا صرفاً حاصل ادبیات تند مقام‌های آمریکایی نیست و تجربه عملی نیز در آن نقش تعیین‌کننده دارد.
جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، به نوشته حیدری، در شرایطی رخ داد که پیش از آن از مسیر مذاکره و امکان تفاهم سخن گفته می‌شد. این تجربه نشان داد پیام‌های دیپلماتیک به‌تنهایی تضمین‌کننده رفتار مسالمت‌آمیز نیستند.
از این رو، معیار سنجش رویکرد آمریکا باید پایبندی به تعهدات، فاصله گرفتن از تهدید و اقدام نظامی و آمادگی برای پذیرش تفاهمی متوازن باشد. بدون چنین تغییراتی، بازسازی اعتماد دشوار خواهد بود.

دیپلماسی ایران همچنان فعال است

با وجود تجربه‌های گذشته، ایران مسیر دیپلماسی را مسدود نکرده است. تماس‌های تهران با میانجی‌های قطری ادامه دارد و پیشنهاد ایران برای بازگشایی مشروط تنگه هرمز در قالب برنامه‌ای دو روزه در حال پیگیری است.
بر اساس مواضع اعلام‌شده تهران، این مسیر با مطالباتی از جمله پایان محاصره دریایی، لغو تحریم‌های اعمال‌شده پس از تفاهم اسلام‌آباد و آزادسازی دارایی‌های ایران پیوند دارد.
این مطالبات را نمی‌توان از چارچوب هر توافقی جدا کرد؛ زیرا تفاهمی که صرفاً از ایران انتظار اقدام داشته باشد، اما در برابر آن تغییری ملموس در وضعیت اقتصادی و امنیتی کشور ایجاد نکند، مبنای پایداری نخواهد داشت.

تنگه هرمز؛ پیوند امنیت منطقه و منافع ملی

تنگه هرمز صرفاً یک موضوع فنی یا اهرمی در مذاکرات نیست. امنیت این آبراه راهبردی با منافع ملی ایران، امنیت کشورهای ساحلی و ثبات اقتصاد جهانی پیوند دارد.
هر ترتیباتی درباره این تنگه باید حقوق و منافع کشورهای ساحلی و ضرورت امنیت کشتیرانی را در نظر بگیرد. نمی‌توان از ایران انتظار داشت درباره یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های موقعیت راهبردی خود، بدون توجه به محاصره و تهدیدهای جاری تصمیم بگیرد.
امنیت پایدار منطقه نیز با نادیده گرفتن نقش ایران یا تحمیل ترتیبات یک‌جانبه به دست نمی‌آید.

آمادگی دفاعی و جلوگیری از گسترش جنگ

در شرایطی که مقام‌های آمریکایی هنوز گزینه نظامی را کنار نگذاشته‌اند، آمادگی دفاعی ایران ضرورتی انکارناپذیر است. هیچ دولتی نمی‌تواند در برابر تهدید امنیت و تمامیت سرزمینی خود بی‌تفاوت بماند.
در عین حال، تأکید تهران بر روابط همسایگی و هشدار درباره استفاده از قلمرو کشورهای منطقه علیه ایران، نشان می‌دهد جلوگیری از گسترش درگیری نیز بخشی از ملاحظات امنیتی کشور است.
هر حمله تازه می‌تواند دامنه بحران را از مرزهای ایران فراتر ببرد و امنیت و اقتصاد منطقه را با هزینه‌های سنگین‌تری روبه‌رو کند.

پرسش اصلی؛ توافق متوازن یا تحمیل اراده؟

مسئله اصلی پیش روی واشنگتن این است که اگر هدف، توافق است، باید مذاکره را بر پایه احترام متقابل، رفع متوازن اختلافات و تعهدات روشن و قابل راستی‌آزمایی پیش ببرد.
اگر تهدید نظامی، فشار اقتصادی و مطالبه تسلیم همچنان ابزار اصلی سیاست آمریکا باقی بماند، نمی‌توان انتظار داشت اعتماد لازم برای شکل‌گیری توافقی پایدار ایجاد شود.
فشار ممکن است هزینه‌هایی بر ایران تحمیل کند، اما به‌خودی‌خود حق تعیین سرنوشت یک ملت را به طرف مقابل نمی‌دهد.
ایران در وضعیت کنونی نه می‌تواند امنیت خود را به وعده‌های سیاسی گره بزند و نه دلیلی دارد که فرصت دیپلماسی را کنار بگذارد. حفظ آمادگی دفاعی و پیگیری مذاکره دو مسئولیت هم‌زمان‌اند؛ همان‌طور که دفاع از حقوق ملی با تلاش برای جلوگیری از جنگ منافاتی ندارد.
تهران می‌تواند درباره راه‌حل‌های متقابل گفت‌وگو کند و برای کاهش تنش ابتکار به خرج دهد، اما حفظ حاکمیت، امنیت و منافع ملی باید مبنای هر توافقی باشد.
پرسش اصلی همچنان متوجه واشنگتن است: آیا آمریکا به دنبال توافقی متوازن با ایران است یا می‌خواهد زیر سایه تهدید، اراده خود را تحمیل کند؟
پاسخ این پرسش را نه در دعوت‌های لفظی به مذاکره، بلکه در رفتار عملی آمریکا باید جست‌وجو کرد؛ چراکه ایران راه دیپلماسی را نبسته است، اما دیپلماسی را با تسلیم اشتباه نمی‌گیرد.

منبع: خبرهای فوری مهم